09:15 ق.ظ
73
پرسش هایی درباره ی یاران امام زمان (ع)

پرسش هایی درباره ی یاران امام زمان (ع)

 
نویسنده: حیدر کامل




 
س) اوّلین کسی که با قائم (علیه السلام) بیعت می کند، کیست؟
ج) از مسعد ة بن صدقه از عبدالحمید طائی از محمّد بن مسلم از امام محمّد باقر (علیه السلام) در تفسیر قول خدای تعالی: «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ؛ (1) یا [کیست] آن کس که درمانده را چون وی را بخواند، اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می گرداند؟»، روایت شده که فرمودند:
«أنزِلَت فِی القائِمِ (علیه السلام) و جَبرِئیلُ عَلَی المِیزَابِ فِی صُورَ ة طَیرٍ أبیَضَ فَیَکُونُ أوَّلَ خَلقٍ یُبَایِعُهُ النَّاسُ الثَّلَاثُمِائَة وَ ثَلَاَثَة عَشرَ فَمَن کَانَ ابتُلِیَ بالمسیر وافی تلکَ السَّاعَة وَ مَن لَم یُبتَلَ بِالمَسیرِ فُقِدَ عَن فِرَاشِهِ وَ هُوَ قَولُ أمیرالمومنین (علیه السلام) المَفقُوُد عَن فُرُشِهِم وَ هُوَ قَولُ الله عَزَّوَجَل «اسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِیعًا » (2) قَالَ: الخَیرَاتُ الوَلَایَة لَنَا أهلَ البیت؛ (3)
این آیه در شأن قائم (علیه السلام) نازل شده است. جبرئیل (علیه السلام) به صورت پرنده ای سفید قرار دارد و اوّل مخلوق خداست که با ایشان بیعت می کند و آنگاه سیصد و سیزده نفر با او بیعت می کنند. برخی از آنان از طریق پیمودن راه به او می پیوندند و برخی در حالی که بر فرش منازل خود نشسته اند؛ ناپدید گشته و به وی ملحق می گردند.» و این سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) که از فرش های خود ناپدید می گردند، بیانگر این قول از خدای تعالی است که: «و برای هر یک جهتی است که به آن روی می کنند. پس در خیرات، پیشی گیرند. خداوند همگکی شما را هر کجا که باشید، گرد می آورد. خداوند بر هر کاری تواناست.» سپس حضرت فرمودند: «خیرات، ولایت و دوستی ما اهل بیت است.»
س) اوصاف اصحاب قائم (علیه السلام) چیست؟
ج) از محمّد بن یحیی عطّار از محمّد بن حسان رازی از محمّد بن علی صیرفی از عبدالرحمن بن ابی هاشم از عمرو بن ابی المقدام از عمران بن ظبیان از ابی تحیی حکیم بن سعد، نقل شده که گفت:
شنیدم امام علی (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ أصحَابَ القَائِمِ شَبَابٌ لَاکُهُولَ فِیهِم إِلَّا کَالکُحلِ فِی العَینِ أو کَالمِلحِ فِی الزَّادِ وَ أقَلُّ الزَّادِ المِلح؛ (4)
اصحاب قائم جوان هستند، نه پیر؛ مگر مانند سرمه ی دور چشم یا نمک در توشه ی سفر، که کمترین توشه، نمک است.»
و نیز از محمّد بن حمزه از محمّد بن سعید روایت شده که:
حماد بن عثمان از سلیمان ابن هارون عجلی برای همه ی ما گفت از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند:
«إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الامرِ مَحفُوظَ ة لَهُ إصحَابُهُ لَو ذَهَبَ النَّاسُ جَمِیعاً أتَی الله لَهُ بِأصحَابِهِ وَ هُمُ الذینَ قالَ الله عَزَّوجلّ «أُوْلَئِكَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن یَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِكَافِرِینَ
» (5) وَ هُمُ الَّذِینَ قال الله فیهِم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
»؛ (6) (7)
اصحاب صاحب این امر، محفوظ هستند و اگر از دنیا بروند، خداوند اصحابش را به او ملحق خواهد نمود و آنان همان کسانی هستند که خدای عزّوجلّ درباره ی آنان گفته است: «آنان کسانی هستند که به ایشان، کتاب، حکومت و نبوّت دادیم. پس اگر به آن کافر گردند قومی را بر پاسداری از آن می گماریم که هرگز به آن کافر نخواهند شد.» آنان همان کسانی هستند که خداوند در مورد آنان گفته است: «اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما از دین خود برگردد، خداوند به زودی قومی را خواهد آورد که آنان خدا را دوست دارند و خدا نیز آنان را دوست دارد. آنان نسبت به اهل ایمان فروتن و نسبت به کافران سرسخت هستند. در راه خدا جهاد می نمایند و از سرزنش هیچ نکوهش گری نمی هراسند، این فضل خداست که به هرکس بخواهد، می دهد و خداوند گشایش دهنده ی داناست.
»
س) تعداد یاران قائم چند نفر است؟
ج) از ابراهیم بن اسحاق نهاوندی از عبدالله بن حماد انصاری از ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:
«أصحَابُ القَائِمِ ثَلَاثُمِائَة وَ ثَلَاَثَة عَشَرَ رَجُلاً أولَادُ العَجَمِ بَعضُهُم یُحمَلُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً یُعرَفُ باسمه و اسم أبیهِ وَ نَسَبِهِ وَ حِلیَتِهِ وَ بَعضُهُم نَائِمٌ عَلَی فِرَاشِهِ فَیُرَی فِی مَکَّة عَلَی غَیرِ مِیعَاد؛ (8)
یاران قائم (علیه السلام) سیصد و سیزده نفر مرد و غیر عرب هستند. برخی از آنان در هنگام روز بر روی ابر حرکت می کنند و به نام خودش، پدرش، نسبش، رخسار و شکل ظاهری اش شناخته می شوند و برخی بر رختخواب خود آرمیده اند و بدون وعده ی قبلی در مکّه به او می پیوندند.»
همچنین از محمّد بن یحیی از محمّد بن حسان رازی از محمّد بن علی کوفی از علیّ بن حکم از علیّ بن ابی حمزه از ابی بصیر از ابی جعفر باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«أنَّ القَائِمَ یَهبِطُ مِن ثَنِیَّة ذِی طَوًی فِی عِدَّ ة أهلِ بَدرٍ ثَلَاثِمِائَة وَ ثَلَاثَة عَشَرَ رَجُلًا حَتَّی یسند ظهرهُ إِلَی الحَجَرِ الأسوَدِ وَ یَهُزُّ الرَّایَة الغالبه قال علیُّ بنُ أبی حمز ة فَذَکَرتُ ذلکَ لِأبِی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) فَقَالَ کتابٌ منشور؛ (9)
قائم از راه سنگلاخی «ذی طوی» با عده ای به تعداد اصحاب بدر، سیصد و سیزده مرد، فرود می آید تا اینکه تکیه بر حجرالاسود می دهد و پرچم فتح و ظفر بر می افرازد.» علی بن ابی حمزه گفت: من این مطلب را برای ابی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) گفتم. فرمودند: «این کتابی منشور است.»

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره نمل (27)، آیه 62.
2. سوره بقره (2)، آیه 148.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 369.
4. غیبت نعمانی، ص 316.
5. سوره انعام (6)، آیه 89.
6. سوره مائده (5)، آیه 54.
7. غیبت نعمانی، ص 316.
8. بحارالأنوار، ج 52، ص 370.
9. غیبت نعمانی، ص 315.




طبقه بندی: کتابخانه، مقالات، احادیت و روایات،
09:15 ق.ظ
72
پرسش هایی درباره ی یاران امام زمان (ع)

پرسش هایی درباره ی یاران امام زمان (ع)

 
نویسنده: حیدر کامل




 
س) اوّلین کسی که با قائم (علیه السلام) بیعت می کند، کیست؟
ج) از مسعد ة بن صدقه از عبدالحمید طائی از محمّد بن مسلم از امام محمّد باقر (علیه السلام) در تفسیر قول خدای تعالی: «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ؛ (1) یا [کیست] آن کس که درمانده را چون وی را بخواند، اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می گرداند؟»، روایت شده که فرمودند:
«أنزِلَت فِی القائِمِ (علیه السلام) و جَبرِئیلُ عَلَی المِیزَابِ فِی صُورَ ة طَیرٍ أبیَضَ فَیَکُونُ أوَّلَ خَلقٍ یُبَایِعُهُ النَّاسُ الثَّلَاثُمِائَة وَ ثَلَاَثَة عَشرَ فَمَن کَانَ ابتُلِیَ بالمسیر وافی تلکَ السَّاعَة وَ مَن لَم یُبتَلَ بِالمَسیرِ فُقِدَ عَن فِرَاشِهِ وَ هُوَ قَولُ أمیرالمومنین (علیه السلام) المَفقُوُد عَن فُرُشِهِم وَ هُوَ قَولُ الله عَزَّوَجَل «اسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِیعًا » (2) قَالَ: الخَیرَاتُ الوَلَایَة لَنَا أهلَ البیت؛ (3)
این آیه در شأن قائم (علیه السلام) نازل شده است. جبرئیل (علیه السلام) به صورت پرنده ای سفید قرار دارد و اوّل مخلوق خداست که با ایشان بیعت می کند و آنگاه سیصد و سیزده نفر با او بیعت می کنند. برخی از آنان از طریق پیمودن راه به او می پیوندند و برخی در حالی که بر فرش منازل خود نشسته اند؛ ناپدید گشته و به وی ملحق می گردند.» و این سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) که از فرش های خود ناپدید می گردند، بیانگر این قول از خدای تعالی است که: «و برای هر یک جهتی است که به آن روی می کنند. پس در خیرات، پیشی گیرند. خداوند همگکی شما را هر کجا که باشید، گرد می آورد. خداوند بر هر کاری تواناست.» سپس حضرت فرمودند: «خیرات، ولایت و دوستی ما اهل بیت است.»
س) اوصاف اصحاب قائم (علیه السلام) چیست؟
ج) از محمّد بن یحیی عطّار از محمّد بن حسان رازی از محمّد بن علی صیرفی از عبدالرحمن بن ابی هاشم از عمرو بن ابی المقدام از عمران بن ظبیان از ابی تحیی حکیم بن سعد، نقل شده که گفت:
شنیدم امام علی (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ أصحَابَ القَائِمِ شَبَابٌ لَاکُهُولَ فِیهِم إِلَّا کَالکُحلِ فِی العَینِ أو کَالمِلحِ فِی الزَّادِ وَ أقَلُّ الزَّادِ المِلح؛ (4)
اصحاب قائم جوان هستند، نه پیر؛ مگر مانند سرمه ی دور چشم یا نمک در توشه ی سفر، که کمترین توشه، نمک است.»
و نیز از محمّد بن حمزه از محمّد بن سعید روایت شده که:
حماد بن عثمان از سلیمان ابن هارون عجلی برای همه ی ما گفت از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند:
«إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الامرِ مَحفُوظَ ة لَهُ إصحَابُهُ لَو ذَهَبَ النَّاسُ جَمِیعاً أتَی الله لَهُ بِأصحَابِهِ وَ هُمُ الذینَ قالَ الله عَزَّوجلّ «أُوْلَئِكَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن یَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِكَافِرِینَ
» (5) وَ هُمُ الَّذِینَ قال الله فیهِم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
»؛ (6) (7)
اصحاب صاحب این امر، محفوظ هستند و اگر از دنیا بروند، خداوند اصحابش را به او ملحق خواهد نمود و آنان همان کسانی هستند که خدای عزّوجلّ درباره ی آنان گفته است: «آنان کسانی هستند که به ایشان، کتاب، حکومت و نبوّت دادیم. پس اگر به آن کافر گردند قومی را بر پاسداری از آن می گماریم که هرگز به آن کافر نخواهند شد.» آنان همان کسانی هستند که خداوند در مورد آنان گفته است: «اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما از دین خود برگردد، خداوند به زودی قومی را خواهد آورد که آنان خدا را دوست دارند و خدا نیز آنان را دوست دارد. آنان نسبت به اهل ایمان فروتن و نسبت به کافران سرسخت هستند. در راه خدا جهاد می نمایند و از سرزنش هیچ نکوهش گری نمی هراسند، این فضل خداست که به هرکس بخواهد، می دهد و خداوند گشایش دهنده ی داناست.
»
س) تعداد یاران قائم چند نفر است؟
ج) از ابراهیم بن اسحاق نهاوندی از عبدالله بن حماد انصاری از ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:
«أصحَابُ القَائِمِ ثَلَاثُمِائَة وَ ثَلَاَثَة عَشَرَ رَجُلاً أولَادُ العَجَمِ بَعضُهُم یُحمَلُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً یُعرَفُ باسمه و اسم أبیهِ وَ نَسَبِهِ وَ حِلیَتِهِ وَ بَعضُهُم نَائِمٌ عَلَی فِرَاشِهِ فَیُرَی فِی مَکَّة عَلَی غَیرِ مِیعَاد؛ (8)
یاران قائم (علیه السلام) سیصد و سیزده نفر مرد و غیر عرب هستند. برخی از آنان در هنگام روز بر روی ابر حرکت می کنند و به نام خودش، پدرش، نسبش، رخسار و شکل ظاهری اش شناخته می شوند و برخی بر رختخواب خود آرمیده اند و بدون وعده ی قبلی در مکّه به او می پیوندند.»
همچنین از محمّد بن یحیی از محمّد بن حسان رازی از محمّد بن علی کوفی از علیّ بن حکم از علیّ بن ابی حمزه از ابی بصیر از ابی جعفر باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«أنَّ القَائِمَ یَهبِطُ مِن ثَنِیَّة ذِی طَوًی فِی عِدَّ ة أهلِ بَدرٍ ثَلَاثِمِائَة وَ ثَلَاثَة عَشَرَ رَجُلًا حَتَّی یسند ظهرهُ إِلَی الحَجَرِ الأسوَدِ وَ یَهُزُّ الرَّایَة الغالبه قال علیُّ بنُ أبی حمز ة فَذَکَرتُ ذلکَ لِأبِی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) فَقَالَ کتابٌ منشور؛ (9)
قائم از راه سنگلاخی «ذی طوی» با عده ای به تعداد اصحاب بدر، سیصد و سیزده مرد، فرود می آید تا اینکه تکیه بر حجرالاسود می دهد و پرچم فتح و ظفر بر می افرازد.» علی بن ابی حمزه گفت: من این مطلب را برای ابی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) گفتم. فرمودند: «این کتابی منشور است.»

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره نمل (27)، آیه 62.
2. سوره بقره (2)، آیه 148.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 369.
4. غیبت نعمانی، ص 316.
5. سوره انعام (6)، آیه 89.
6. سوره مائده (5)، آیه 54.
7. غیبت نعمانی، ص 316.
8. بحارالأنوار، ج 52، ص 370.
9. غیبت نعمانی، ص 315.




طبقه بندی: احادیت و روایات، مقالات، کتابخانه،
09:15 ق.ظ
71
پرسش هایی درباره ی یاران امام زمان (ع)

پرسش هایی درباره ی یاران امام زمان (ع)

 
نویسنده: حیدر کامل




 
س) اوّلین کسی که با قائم (علیه السلام) بیعت می کند، کیست؟
ج) از مسعد ة بن صدقه از عبدالحمید طائی از محمّد بن مسلم از امام محمّد باقر (علیه السلام) در تفسیر قول خدای تعالی: «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ؛ (1) یا [کیست] آن کس که درمانده را چون وی را بخواند، اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می گرداند؟»، روایت شده که فرمودند:
«أنزِلَت فِی القائِمِ (علیه السلام) و جَبرِئیلُ عَلَی المِیزَابِ فِی صُورَ ة طَیرٍ أبیَضَ فَیَکُونُ أوَّلَ خَلقٍ یُبَایِعُهُ النَّاسُ الثَّلَاثُمِائَة وَ ثَلَاَثَة عَشرَ فَمَن کَانَ ابتُلِیَ بالمسیر وافی تلکَ السَّاعَة وَ مَن لَم یُبتَلَ بِالمَسیرِ فُقِدَ عَن فِرَاشِهِ وَ هُوَ قَولُ أمیرالمومنین (علیه السلام) المَفقُوُد عَن فُرُشِهِم وَ هُوَ قَولُ الله عَزَّوَجَل «اسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِیعًا » (2) قَالَ: الخَیرَاتُ الوَلَایَة لَنَا أهلَ البیت؛ (3)
این آیه در شأن قائم (علیه السلام) نازل شده است. جبرئیل (علیه السلام) به صورت پرنده ای سفید قرار دارد و اوّل مخلوق خداست که با ایشان بیعت می کند و آنگاه سیصد و سیزده نفر با او بیعت می کنند. برخی از آنان از طریق پیمودن راه به او می پیوندند و برخی در حالی که بر فرش منازل خود نشسته اند؛ ناپدید گشته و به وی ملحق می گردند.» و این سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) که از فرش های خود ناپدید می گردند، بیانگر این قول از خدای تعالی است که: «و برای هر یک جهتی است که به آن روی می کنند. پس در خیرات، پیشی گیرند. خداوند همگکی شما را هر کجا که باشید، گرد می آورد. خداوند بر هر کاری تواناست.» سپس حضرت فرمودند: «خیرات، ولایت و دوستی ما اهل بیت است.»
س) اوصاف اصحاب قائم (علیه السلام) چیست؟
ج) از محمّد بن یحیی عطّار از محمّد بن حسان رازی از محمّد بن علی صیرفی از عبدالرحمن بن ابی هاشم از عمرو بن ابی المقدام از عمران بن ظبیان از ابی تحیی حکیم بن سعد، نقل شده که گفت:
شنیدم امام علی (علیه السلام) فرمودند:
«إِنَّ أصحَابَ القَائِمِ شَبَابٌ لَاکُهُولَ فِیهِم إِلَّا کَالکُحلِ فِی العَینِ أو کَالمِلحِ فِی الزَّادِ وَ أقَلُّ الزَّادِ المِلح؛ (4)
اصحاب قائم جوان هستند، نه پیر؛ مگر مانند سرمه ی دور چشم یا نمک در توشه ی سفر، که کمترین توشه، نمک است.»
و نیز از محمّد بن حمزه از محمّد بن سعید روایت شده که:
حماد بن عثمان از سلیمان ابن هارون عجلی برای همه ی ما گفت از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند:
«إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الامرِ مَحفُوظَ ة لَهُ إصحَابُهُ لَو ذَهَبَ النَّاسُ جَمِیعاً أتَی الله لَهُ بِأصحَابِهِ وَ هُمُ الذینَ قالَ الله عَزَّوجلّ «أُوْلَئِكَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن یَكْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِكَافِرِینَ
» (5) وَ هُمُ الَّذِینَ قال الله فیهِم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
»؛ (6) (7)
اصحاب صاحب این امر، محفوظ هستند و اگر از دنیا بروند، خداوند اصحابش را به او ملحق خواهد نمود و آنان همان کسانی هستند که خدای عزّوجلّ درباره ی آنان گفته است: «آنان کسانی هستند که به ایشان، کتاب، حکومت و نبوّت دادیم. پس اگر به آن کافر گردند قومی را بر پاسداری از آن می گماریم که هرگز به آن کافر نخواهند شد.» آنان همان کسانی هستند که خداوند در مورد آنان گفته است: «اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما از دین خود برگردد، خداوند به زودی قومی را خواهد آورد که آنان خدا را دوست دارند و خدا نیز آنان را دوست دارد. آنان نسبت به اهل ایمان فروتن و نسبت به کافران سرسخت هستند. در راه خدا جهاد می نمایند و از سرزنش هیچ نکوهش گری نمی هراسند، این فضل خداست که به هرکس بخواهد، می دهد و خداوند گشایش دهنده ی داناست.
»
س) تعداد یاران قائم چند نفر است؟
ج) از ابراهیم بن اسحاق نهاوندی از عبدالله بن حماد انصاری از ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:
«أصحَابُ القَائِمِ ثَلَاثُمِائَة وَ ثَلَاَثَة عَشَرَ رَجُلاً أولَادُ العَجَمِ بَعضُهُم یُحمَلُ فِی السَّحَابِ نَهَاراً یُعرَفُ باسمه و اسم أبیهِ وَ نَسَبِهِ وَ حِلیَتِهِ وَ بَعضُهُم نَائِمٌ عَلَی فِرَاشِهِ فَیُرَی فِی مَکَّة عَلَی غَیرِ مِیعَاد؛ (8)
یاران قائم (علیه السلام) سیصد و سیزده نفر مرد و غیر عرب هستند. برخی از آنان در هنگام روز بر روی ابر حرکت می کنند و به نام خودش، پدرش، نسبش، رخسار و شکل ظاهری اش شناخته می شوند و برخی بر رختخواب خود آرمیده اند و بدون وعده ی قبلی در مکّه به او می پیوندند.»
همچنین از محمّد بن یحیی از محمّد بن حسان رازی از محمّد بن علی کوفی از علیّ بن حکم از علیّ بن ابی حمزه از ابی بصیر از ابی جعفر باقر (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
«أنَّ القَائِمَ یَهبِطُ مِن ثَنِیَّة ذِی طَوًی فِی عِدَّ ة أهلِ بَدرٍ ثَلَاثِمِائَة وَ ثَلَاثَة عَشَرَ رَجُلًا حَتَّی یسند ظهرهُ إِلَی الحَجَرِ الأسوَدِ وَ یَهُزُّ الرَّایَة الغالبه قال علیُّ بنُ أبی حمز ة فَذَکَرتُ ذلکَ لِأبِی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) فَقَالَ کتابٌ منشور؛ (9)
قائم از راه سنگلاخی «ذی طوی» با عده ای به تعداد اصحاب بدر، سیصد و سیزده مرد، فرود می آید تا اینکه تکیه بر حجرالاسود می دهد و پرچم فتح و ظفر بر می افرازد.» علی بن ابی حمزه گفت: من این مطلب را برای ابی الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) گفتم. فرمودند: «این کتابی منشور است.»

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره نمل (27)، آیه 62.
2. سوره بقره (2)، آیه 148.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 369.
4. غیبت نعمانی، ص 316.
5. سوره انعام (6)، آیه 89.
6. سوره مائده (5)، آیه 54.
7. غیبت نعمانی، ص 316.
8. بحارالأنوار، ج 52، ص 370.
9. غیبت نعمانی، ص 315.




طبقه بندی: احادیت و روایات، مقالات، کتابخانه،
09:14 ق.ظ
70
گونه شناسی دشمنان مهدویت

گونه شناسی دشمنان مهدویت

 

 

از ابتدای آفرینش آدم، تقابل حق و باطل و نبرد خیر و شرّ وجود داشته است. شیطان به عنوان مظهر کامل بدی و شرّ، پیوسته با سعادت و کمال آدم، مخالفت کرده، برای سقوط نسل بشر تمام تلاش خود را به کار بسته است. سلسله نورانی انبیا و اولیای خدا پیوسته در برابر خود، با صفوفی از شیاطین روبه رو بوده اند که در راه اهداف الهی سنگ اندازی و مانع تراشی کرده اند. این جنگ و ستیز در دوره غیبت امام عصر علیه السّلام نیز با قوت بیشتر و البته با طرح ها و روش های پیچیده تری ادامه یافته است و تا روزگار ظهور در قالب دجّال ها و سفیانی خواهد بود.

رگ رگ است این آب شیرین آب شور
در خلایق می رود تا نفخ صور

مهدی ستیزی جریانِ شیطانی مبارزه با فرهنگ ناب مهدویت و انتظار، با به کارگیری انواع ابزارها در پی نابود کردن حقیقت مهدویت یا ضربه زدن و مخدوش کردن آن است. این جریان در ادمه نبرد حق و باطل و در هر دوره ای به گونه ای بروز و ظهور داشته است. البته همواره این بشارت قرآنی وجود داشته است که برخلاف تلاش دشمن برای خاموشی نور خدا، نور الهی فراگیر خواهد شد:
(یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ‌) (1)
امروز از وظایف بسیار مهّم مهدی یاوران، شناخت طرح ها و شیوه های مهدی ستیزان در این مبارزه است، تا اهداف زیر تأمین شود:
الف. حفظ و حراست از گوهر ناب مهدویت و فرهنگ صحیح انتظار و آرمان موعود و جلوگیری از تخریب و تحریف آن.
ب. شناسایی و عملیاتی کردن راه های مقابله با مهدی ستیزان و طرح های خائنانه آن ها.
ج. مراقبت از ایمان و باور دوستان و منتظران مهدی علیه السّلام تا ناخواسته و ندانسته در زمره ی مهدی ستیزان قرار نگیرند.

اهداف مهدی ستیزان

دشمنان مهدویّت در عرصه ستیز با این حقیقت قرآنی به دنبال سه هدف عمده هستند:
1. انکار مهدی یا دست کم سست کردن عقیده به مهدی علیه السّلام و امامت او؛
مهدی ستیزان تلاش می کنند تا با ابزار مختلف، مهدویت را یک خیال و خرافه معرفی کنند که هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات آن نیست، و اگر از این هدف ناتوان ماندند، حداقل سیمای مهدی و مهدویت را مخدوش کرده، مسئله انتظار و قیام و اهداف آن را به نفع خود، تحریف می کنند و برداشت های نادرست را به نسل جوان و مومن، تزریق می نمایید.
2. نفی آرمان مدینه فاضله مهدوی و حکومت جهانی توحیدی؛
مهدی ستیزان می کوشند آرمان بزرگ مسلمین و به ویژه شیعیان را که امید به ظهور نزدیک حجت خدا و تحقق حکومت عدل الهی بر سراسر زمین است، از بین ببرند و به جای آن، ناامیدی و انفعال در برابر سلطه مستکبران و تسلیم در مقابل زیاده خواهی آنان را ترویج کنند. بدیهی است وقتی امید به آینده از مومنان و منتظران سلب شود، شوق و رغبت و تلاش و فعالیت برای ایجاد زمینه های ظهور از بین رفته یا کم رنگ خواهد شد.
3. تغییر و تبدیل هنجارها و ارزش های مکتبی؛
هدف دیگر دشمنی با مهدویت، از بین بردن هویت دینی و مکتبی اهل ایمان و تغییر ساختار رفتاری ایشان است. دشمنان می کوشند با نفی مهدویت یا تحریف جریان مهدوی باوری و انتظار، تعهد و پایبندی منتظران به مذهب و آموزه های مذهبی را از بین برده یا سست کنند.

گونه شناسی مهدی ستیزان

مهدویّت آرمان بزرگ مؤمنان در طول تاریخ است که همه اهداف انبیا و اولیا را در جامعه بشری اجرا خواهد کرد. دشمنان این آرمان الهی و انسانی با انگیزه ها و اهداف مختلف و طرح ها و شیوه های گوناگون به مقابله با آن برخاسته اند. شناخت گونه های دشمنی و انواع دشمنانِ جریانِ مهدوی از مهم ترین وظایف مهدی باوران است تا از رهگذر این شناخت و به دنبالِ آن، مقابله صحیح و به موقع با دشمنان مهدی ستیز، جبهه ی مؤمنان و معتقدان به امامت و تثبیت و تقویت گردد و شوق ظهور و انتظار موعود اسلام در دل های منتظران، روز افزون شود.

1. صهیونیسم مسیحی

این گروه به بخشی از مسیحیان پروتستان گفته می شود که معتقدند یکی از شرایط مهم ظهور مسیح به عنوان موعود جهانی، تشکیل دولت اسرائیل است. آنان در راستای حمایت کامل از دولت جعلی اسرائیل، پروژه ی «آرماگدون» را مطرح کرده اند. آرماگدون نام منطقه ای در نزدیکی حیفای فلسطین است که در واژه نامه های آمریکایی به معنای نبرد نهایی حق و باطل در آخرالزمان است. بنابر گمان صهیونیست های مسیحی و تفسیر آن ها از عهد جدید، این جنگ بزرگ در آنجا رخ می دهد که در آن، مهدی علیه السّلام به عنوان اصلی ترین شخصیت ضدّ مسیح با تکیه بر یاران مسلمانش به جنگ به مسیح موعود و یارانش می رود. این دروغ بزرگ در فیلم معروف «مردی که فردا را دید» به تصویر کشیده شده است. در این فیلم که ساخته سال 1981 م است، «نوستر آداموس» ضمن پیش گویی هایی، حضرت مهدی علیه السّلام را «پادشاه وحشت» معرفی می کند که در جنگی بی سابقه و خانمان سوز جهان را به آتش می کشد؛ ولی نیروهای مؤمن به مسیح در مقابل او می ایستند و در نهایت، مسیحیان پیروز شده، مسیح علیه السّلام با در دست گرفتن رهبری جهان، صلح جهانی را برقرار خواهد کرد.
این گروه معتقدند که جنگ پایانی با محوریت حضرت مهدی علیه السّلام رخ خواهد داد و آن حضرت برای نابودی اسرائیل و صهیونیسم بین الملل با بمب اتم می کوشد؛ لذا این گروه در رسانه های مکتوب و تصویری خود کوشیده اند قضیه ی دستیابی ایران به انرژی هسته ای و ضدیت جمهوری اسلامی با اسرائیل را با موعودباوری شیعی، در یک راستا تحلیل نمایند و نبرد غرب را با عنوان مبارزه با جنگ طلبی شیعیان و تروریسم مهدوی معرفی کنند.
برای نمونه شبکه CBS در یکی از برنامه های خود پس از گفت و گو با کشیشان صهیونیست مسیحی، اعلام می کند که نبرد میان مسلمانان از یک طرف و یهودیان و مسیحیان از طرف دیگر، در کتاب مقدس پیش بینی شده است و برای تسریع در ظهور عیسی باید با مسلمانان جنگید و در فلسطین، دولتی صهیونیستی را حاکم کرد در این برنامه به معرفی کتاب Left behind (بازمانده) می پردازد که محتوای آن، ترسیمی از جنگ آرماگدون می باشد.
همچنین در شبکه اینترنتی CBN (2) به مقالات و تحلیلی هایی در مورد حضرت مهدی علیه السّلام بر می خوریم که بر مبنای تروریست نمایش دادن مسلمانان به رهبری امام مهدی علیه السّلام است؛
برای نمونه مقاله ای با عنوان «یک ویدیوی ایرانی می گوید: ظهور مهدی نزدیک است» را در سایت خود بارگذاری کرده و به تحلیل مستند انحرافی «ظهور بسیار نزدیک است» می پردازد.
روشن است که مهدی ستیزان در این طرحِ خائنانه می خواهند مهدویت را که بشارت قرآن به صلح جهانی و استقرار ارزش های الهی و انسانی در زمین است به جریان ضد صلح و امنیت و آرمان عدالت معرفی کنند و امام مهدی علیه السّلام را که حجت الهی و تحقق بخش اهداف انبیا و کتب آسمانی است، دشمن جریان نبوت و مسیح معرفی کنند تا مهدویّت به عنوان جریان مخالف مسیح علیه السّلام - به عنوان منجی اهل کتاب - شناخته شود و بدین وسیله گروه های مؤمن در همه دنیا و حتی مسلمانان در مقابل جریان مهدوی قرار گیرند.
ادامه مطلب.....

ادامه مطلب

طبقه بندی: احادیت و روایات، مقالات، کتابخانه،
09:12 ق.ظ
69
شیوه های مقابله با مهدویت

شیوه های مقابله با مهدویت


 

 

 ابزارهای ستیز

در جنگ فرهنگ ها ، راهبرد اصلی مهدی ستیزان برای نابود کردن فرهنگ مهدویت و انتظار، القای اطلاعات و آگاهی ها ی خاصی است که از رهگذر آن، عقاید و نیز رفتار را تحت تأثیر قرار داده، آن ها را به نفع خود تغییر دهند. برای انتقال اطلاعات از سه شیوه اصلی استفاده می شود؛
گفتار، نوشتار و تصویر. و مهدی ستیزان از همه شیوه ها استفاده می کنند.
برگزاری همایش ها و سخنرانی ها ، از ابزارهای مهم مهدی ستیزان برای شبهه افکنی و وارونه جلوه دادن حقایق است. سخن پراکنیِ کشیشان بنیادگرای هزاره گرا، (1) مانند ها ل لیندسی (2) و پت رابرتسون (3) در داخل و خارج کلیسا و سخنرانی ها و برنامه های تلویزیونی علمای وهابّی از همین قسم می باشد.
برای نمونه می توان به برنامه های کلوپ 700 که تحت نظر پت رابرتسون اجرا می شود، توجه نمود یا اینکه برنامه های تلویزیونی ها ل لیندسی را محور بحث قرار داد. پت رابرتسون در شبکه خود به تحلیل سخنان دولت مردان ایران و قصه ی نابودی اسرائیل با محوریت امام مهدی علیه السّلام می پردازد و در برنامه ی خود در کلوپ 700 سعی می کند نقش امام زمان را در آشوب ها و هرج و مرج ها ی خاورمیانه برای بینندگان این شبکه تبیین کند.
در بخش نوشتاری، استفاده گسترده از کتب و نشریات و نیز اینترنت با هدف تخریب چهره اسلام و احکام اسلامی و نیز ضد مسیح نشان دادن امام مهدی علیه السّلام و سوء استفاده از پیشگویی ها ی آخرالزمانی، بخش دیگری از تلاش مهدی ستیزان است. (4)
در بخش تصویر، دشمنان بیشترین فعالیت را دارند؛ زیرا این بخش، اثر گذاری بیشتر و ماندگارتری دارد. در این گونه از دشمنی، بازی ها ی رایانه ای به سبب مهیّج بودن و حضور فعال بازی گر در آن، جایگاه مهمی دارند. از نمونه های معروف آن، بازی رایانه ای «جهنم خلیج فارس» است که در همه جا حتّی کشور آمریکا به نام بازی «یا مهدی» شناخته می شود. در این بازی، پیروزی بازی گر در هر مرحله، مشروط به کشتن افرادی است که فریاد «الله اکبر» و «یا مهدی» سر می دهند و به این صورت بذر دشمنی با جریان مهدویت در فکر و روان نوجوانان و جوانان، کاشته می شود.
در این بخش، فیلم و سینما بیشترین فعالیت دشمنان را تشکیل می دهد. صهیونیست ها با تأسیس «هالیود» آنجا را به پایتخت سینمای جهان تبدیل کردند؛ به گونه ای که هشتاد درصد فیلم ها ی به نمایش درآمده در سینما و تلویزیون جهان، ساخت این شرکت است. در میان فیلم ها ی برتر جهان که در جشنواره های ساختگی مطرح می شوند، فیلم ها یی با مضامین آخرالزمانی، بیشترین تعداد را دارند که پیام اصلی این فیلم ها ، القای جوّ ناامنی و هراس و سپس احساس نیاز جدّی به یک منجی از نوع آمریکایی است که با تکیه بر فناوری برتر می تواند با دشمنان بشریّت بجنگد و آن ها را از میان بردارد. این فیلم ها ، هم وجود سلاح ها ی پیشرفته و ویران گر را برای مستکبران و به ویژه آمریکا و صهیونیست ها توجیه می کند و هم مهدویت اسلام را به عنوان جریان نجات بخش، نفی می نماید.

شیوه های مهدی ستیزی

دشمنان اسلام و مهدویت برای مقابله با این حقیقت از شیوه های استفاده می کنند که همه این راه ها در تاریخ گذشته سابقه دارد و مخالفان انبیای الهی نیز همین شیوه ها را به کار بسته اند.
مقام معظم رهبری - مدظله العالی - در سخنی جامع در این باره فرموده است:
دشمن، هر امر صحیح و مفیدی را تا آنجا که مقدور باشد، انکار می کند و اگر نتوانست، به تحریف و تخریف آن پرداخته و یا در مقابل آن، اقدام به جایگزینی می نماید. (5)
ما در این بخش بر اساس همین سخن حکیمانه، شیوه های ستیز دشمن در موضوع مهدویت را بررسی می کنیم:

1. انکار

یکی از اقدامات دشمنان، انکار مهدویّت است. آنان می کوشند که جریان مهدویت و موعود اسلامی را جریانی خرافی و پوچ قلمداد کنند. در این راستا گاهی تبلیغ می کنند که مهدویّت یک جریان وارداتی است که از سایر ادیان مانند زرتشت به اسلام راه یافته است. گلدتسیهر که از مستشرقان معروف است می گوید:
اعتقاد به مسئله مهدویت در ریشه خود به عناصر یهودی و مسیحی بر می گردد و در آن، پاره ای از ویژگی ها ی بحث سوشیانس که مورد اعتقاد زرتشتیان است، یافت می شود. (6)
و گاهی ادعا می کنند که این موضوع برای درمان شکست ها ی پی در پی و ناکامیهای پیوسته علویان و شیعیان بوده است تا به آینده ای خیالی دلخوش باشند و گرفتار دلسردی و سرخوردگی نشوند. (7)
شیوه انکار، تنها به مرحله بالا محدود نمی شود؛ بلکه گاهی در سطحی پایین تر دنبال می شود و آن، عبارت است از انکار ولادت مهدی علیه السّلام، در این مرحله دشمن با قبول اصل مهدویت به عنوان جریان نجات بخش اسلامی، ادّعا می کند که امام مهدی علیه السّلام متولّد نشده است و هیچ دلیلی بر ولادت آن حضرت وجود ندارد.
این در حالی است که مهدویّت یک جریان اصیل اسلامی است که در آیات متعدد قرآن کریم و روایات فراوان در کتب شیعه و سنّی به اثبات رسیده است و نیز ولادت امام مهدی علیه السّلام با مدارک تاریخی و روایی بسیاری ثبت شده است. (8)
گفتنی است که روش انکار حقیقت، درباره انبیای الهی و کتب آسمانی به ویژه نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن کریم نیز به کار گرفته شد. مخالفان پیامبر اسلام نیز کوشیده اند که نبوت پیامبر را انکار کرده، کتاب آسمانی او را بافته های ذهنی اش معرفی نمایند. (9)
ادامه مطلب.....



طبقه بندی: احادیت و روایات، مقالات، کتابخانه،
09:18 ق.ظ
76
بررسی و نقد دیدگاه دكتر عدّاب محمود الحمش درباره‌ی احادیث مهدویت

بررسی و نقد دیدگاه دكتر عدّاب محمود الحمش درباره‌ی احادیث مهدویت

 
نویسنده: مهدی اكبرنژاد




 

وی در سال (1999م) با نوشتن كتاب المهدی المنتظر فی روایات اهل السنة و الشیعة دراسة حدیثیة نقدیه موضوع مهدی آخرالزمان (علیه السلام) را به بحث گذاشته و چنین نتیجه گرفته كه احادیث امام مهدی (علیه السلام)، چه آن‌چه از طریق اهل سنت وارد شده و چه آن‌چه در كتاب‌های شیعه وجود دارد صحیح نیستند.
شایسته است در آغاز، این كتاب را معرفی كرده و آن‌گاه به بیان آرا و نظریات و نقد و بررسی آنها پرداخته شود؛ این نوشته تقریباً طولانی، كه مجموعاً 540 صفحه می‌باشد، در چند فصل تنظیم شده و هر فصل را به یك موضوع اختصاص داده است؛ فصل اول كه دویست صفحه است، در معرفی كتاب‌هایی است كه -چه به صورت مستقل و یا ضمن مباحثی خاص- به موضوع امام مهدی (علیه السلام) پرداخته‌اند، چه آن‌كه عالمان اهل سنت نوشته باشند و یا دانشمندان و نویسندگان شیعه نوشته باشند، و نیز چه در موافقت و اثبات موضوع مهدویت نوشته شده باشد و یا در مخالفت با آن؛ در این قسمت، نویسنده افزون بر معرفی كتاب و مؤلف آن، به تناسب به محتوای این كتاب‌ها نیز اشاراتی داشته است كه البته گو این‌كه در گزارش محتوای این كتاب‌ها، نوع نگرش فكری خودش را تسرّی داده و با همان زاویه دید، به داوری آنها نشسته كه بعضی از آنها نیز تأمل برانگیز می‌باشد كه به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
مجموع كتاب‌هایی كه نام برده، 102 كتاب است به اضافه ده كتابی كه درباره‌ی مهدی سودانی نگاشته شده كه آنها را نیز معرفی كرده است.
فصل دوم درباره‌ی جوانب فكری و نظری اندیشه‌ی مهدویت است و اختصاص به دیدگاه اهل سنت دارد و در این فصل، هشت مبحث مطرح شده كه آنها به طور عمده به بررسی معنا و مفهوم مهدی، و نیز نگاهی به ریشه‌های تاریخی فكر مهدی، و نیز بررسی دیدگاه كلی اهل سنت در این‌باره پرداخته شده است كه عمده تحلیل‌های این بخش، از مبنای علمی و تاریخی صحیحی برخوردار نمی‌باشد.
فصل سوم درباره‌ی حدیث‌هایی است كه در كتاب‌های اهل سنت ذكر شده و برخی آنها را حدیث‌های صحیح قلمداد كرده‌اند، و نویسنده در این قسمت، به ارزیابی و نقد سندی این احادیث پرداخته است.
در فصل چهارم، مبانی و جوانب نظری و فكری اندیشه‌ی مهدویت در میان شیعه بررسی شده و در آن، چگونگی آشنایی خود را با شیعیان ذكر می‌كند و در ادامه اعتقاد شیعه به تولد امام مهدی (علیه السلام) و نیز مباحث نظری حجیت روایت نزد شیعیان را مطرح كرده است.
در فصل پنجم، روایات مربوط به ولادت امام مهدی (علیه السلام) را، از كتاب كافی ذكر كرده و به نقد و ارزیابی آنها پرداخته است.
و بالاخره در فصل ششم، به ارزیابی حدیث «لا مهدیَّ إلّا عیسی بنُ مریمَ» (1) می‌پردازد و آن را نقد می‌كند و در پایان، بعد از بیان نتایجی از مباحث خودش، به عالمان سنی و شیعه توصیه‌ها و سفارش‌هایی می‌كند.
آن‌چه ذكر شد، گزارش كوتاه و مختصری از یك كتاب 540 صفحه‌ای بود كه اخیراً منتشر شده است و از جهت حجم و گستردگی مطالب، در نوع خود كم‌نظیر است.

تذكر لازم

پیش از نوشتن هر مطلبی، یادآوری یك نكته لازم است و آن این‌كه، در این مجال نقد و ارزیابی جامع و كامل دیدگاه‌هایی كه در لابه‌لای قریب 540 صفحه آمده، امكان‌پذیر نیست و می‌طلبد كه -ان‌شاءالله- در فرصتی مناسب، تمام مواضع و نظریات این نویسنده مورد كاوش و ارزیابی قرار گیرد كه امید است چنین فرصتی به دست آید؛ ولی لازم است هرچند به شكل مختصر، به طرح و نقد پاره‌ای از دیدگاه‌های نویسنده پرداخته شود، البته بیشتر این بحث‌ها در حوزه‌ی مباحث كلی و كلان می‌باشد و امكان ورود به نقد و ارزیابی مطالب جزئی وجود ندارد؛ تلاش بر آن است تا حد امكان مهم‌ترین دیدگاه‌های وی كه درواقع پایه و اساس برای چنین داوری شده را طرح، و به بررسی آنها پرداخته شود، ان‌شاءالله.
اكنون، برخی از این موارد قابل نقد و ارزیابی را، مطرح و به داوری درباره‌ی آنها پرداخته خواهد شد:
1. مؤلف در فصل اول می‌نویسد:
مفید می‌دانم كه در یك بررسی تاریخی، به بیان بارزترین كتاب‌های اهل سنت كه موضوع مهدی را در لابه‌لای مباحث مختلفشان به بحث گذاشته‌اند، بپردازم. (2)
بعد از این جمله، وی 46 كتاب از كتاب‌های اهل سنت را نام می‌برد كه هركدام به تناسب، به بحث درباره‌ی امام مهدی (علیه السلام) پرداخته‌اند.
نكته‌ی قابل توجه در این‌جا این است كه، نویسنده با این‌كه خودش تصریح می‌كند كه بر آنم بارزترین كتاب‌های اهل سنت را كه احادیث و مباحث امام مهدی (علیه السلام) را مطرح كرده‌اند، ذكر كنم، روشن نیست كه چرا مهم‌ترین كتاب‌های حدیثی اهل سنت را، كه به موضوع امام مهدی (علیه السلام) پرداخته‌اند، ذكر نمی‌كند! از جمله‌ی كتاب‌هایی كه ذكر نكرده می‌توان به چند مورد اشاره كرد:
المصنّف صنعانی كه باب مستقلی با نام «المهدی» دارد و احادیث متعددی را در این باب مطرح كرده ( ح20769-20779) و الكتاب المصنّف فی الاحادیث و الآثار ابن‌ابی‌شیبه كه ایشان در كتاب «الفتن» این مجموعه، شانزده حدیث را درباره‌ی امام مهدی (علیه السلام) ذكر كرده و نیز مسند احمد بن حنبل كه وی ده‌ها حدیث را درباره‌ی امام مهدی (علیه السلام) در آن ذكر كرده است (3) و نیز سنن ابن‌ماجه قزوینی كه وی بابی را با عنوان «باب خروج المهدی» در آن آورده و دوازده حدیث را ذكر كرده است (ح4279-4290) و نیز سنن ترمذی كه وی نیز در آن بابی با عنوان «ماجاءَ فی المهدی» ذكر كرده و چاهر حدیث را آورده است (ح2230-2233) و جامع الاصول فی احادیث الرسول ابن‌اثیر جزری كه وی هم فصلی را با نام «فی المسیح و المهدی (علیه السلام)» گشوده و احادیثی را در این فصل ذكر كرده است (ح7808-7814).
باید از نویسنده‌ی محترم پرسید: آیا كتاب‌هایی كه نام برده شد از كتاب‌های شاخص و بارز اهل سنت شمرده نمی‌شوند؟ و یا این‌كه شما به این موضوع توجه نكرده‌اید؟ و یا موضوع از قرار دیگری است؟
بعید به نظر می‌رسد كه وی متوجه مسئله نشده باشد، چون در لابه‌لای كتابش در برخی جاها به بعضی از این كتاب‌ها اشاره كرده (4) و از آنها نام می‌برد كه احادیث مهدی (علیه السلام) را ذكر كرده‌اند. پس چه عاملی باعث این شده كه وی از نام بردن این كتاب‌ها سر باز زده است؟ پاسخ به این سؤال نامعلوم است؟
ادامه مطلب.....

ادامه مطلب

طبقه بندی: احادیت و روایات، مقالات، کتابخانه،
تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic